پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

74

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

خضر در پاسخ مىگويد : به اين سبب كه من از نافرمانى از خدا خوددارىكرده‌ام ، شكر نعمتهايش را به جاى آورده‌ام و دلى بىغش داشته‌ام ، و جز از او از هيچ كس بيم ، و جز به او به هيچ كس اميد نداشته‌ام » ( برگ 241 ب ) . [ محمد ص ] 3 . اگر موسى ( ع ) پيغمبرى است كه خدا با او سخن گفته است و اگر ابراهيم ( ع ) « خليل » برگزيدهء خداست ، محمّد ( ص ) پيامبرى است كه « خدا او را به آسمان برده است » . واقعه‌اى كه اين كلمات بدان اشاره دارد و در زندگى محمّد ( ص ) بس مهمّ است واقعهء « اسراء » يا عروج شبانهء او به آسمان است كه آن را به نام « معراج » نيز خوانده‌اند . ولى اگر اين واقعه لحظهء « اوج رسالت محمّد ( ص ) » « 69 » است ، نقطهء آغاز « بر شدن » ( sublimation ) و « آرمانى شدن » ( idealisation ) شخصيت او در نزد پيروان آن حضرت نيز هست . اين « شخصيت آرمانى يافتن » پيغمبر ( ص ) در نفس خود شايان اهميت است . از انبوه مطالب پراكنده‌اى كه اهل تجسيم ( حشويّه ) در تفسيرهاى ظاهرى خود در اين خصوص گفته‌اند گرفته تا تفاسير باطنى و تأويلاتى كه عرفا « به واسطهء آنها سعى كرده‌اند اين سير روحانى را كه پيغمبر ( ص ) در آن لحظهء پرشكوه داشته‌است در باطن خود نيز تجربه كنند » « 70 » راهى دراز پيموده شده است . مراحلى كه تفكّر اسلامى از تفسير ظاهرى اهل تجسيم تا تفسير باطنى و عرفانى اهل تصوّف پشت‌سر گذاشته‌است نشان دهندهء دو تمايل اصلى در تفكّر اسلامى است ، يكى تمايل به توحيد محض و ديگرى تمايل به پر كردن فاصلهء ميان انسان و خدا از طريق واسطه . از اين نظر ، تفسير مقاتل بسيار جالب توجه است ، زيرا به ما امكان‌مىدهد تا به سرچشمه‌هاى اين حركت بازگرديم و به نخستين مراحل اين « شخصيت آرمانى يافتن » محمّد ( ص ) پى ببريم . آنچه اين مراحل نخستين را متمايز مىكند اين است كه هنوز كوششى براى جمع ميان اين دو جنبه از شخصيت پيغمبر ، يكى تصوير تاريخى و ديگر شخصيت آرمانى او ، صورت نگرفته است . تصوير تاريخى و شخصيت آرمانى او هنوز جدا از يكديگرند ، به اين معنى كه يكى موضوع حافظه است ، و مقاتل هنوز بيش از آن به سرچشمه‌ها نزديك است كه امرى را كه متعلق به تاريخ بشرى است صورت مثالى ببخشد ؛ و ديگرى هنوز به قدر كافى مثاليّت نيافته است كه به صورت « يك حالت تخيّلى » حاصل تجربهء درونى درآيد . شخصيت آرمانى تنها برون‌افكنى ( projection ) تخيّل به صورت انبوه مطالب پراكندهء اهل تجسيم است كه مقاتل ظاهرا آنها را به چيزى نمىگيرد ، ولى ما تمام توجّه خود را به آن معطوف‌مىكنيم ، زيرا از اين

--> ( 69 ) . ماسينيون ، مصائب ، ص 847 . ( 70 ) . همانجا .